خداحافظی ...
![]()
راز عشق ورزیدن به هر چیز،
درک این جمله است که:
شاید از دست برود...


*اینقدر تو رو دوست دارم که هیچکسی،کسی رو اینجوری دوست نداره!!؟*
![]()
راز عشق ورزیدن به هر چیز،
درک این جمله است که:
شاید از دست برود...


![]()
خود را به که بسپارم وقتی دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل، دل ها همه از سنگ است
گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست
گرهست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
...!!!

پیوست:اون عکس از سایت گوگل برداشته شد بود!!!
![]()
امروز در اتوبوس دختری را دیدم
با موهایی طلایی،
به اوغبطه خوردم،خیلی بشاش به نظر می رسید
هنگام پیاده شدن ،در راهروی اتوبوس
می لنگید
او فقط یک پا داشت وبا عصا راه می رفت
اما هنگام عبور،لبخند می زد
اوه،خدایا!مرا به خاطر گله هایم ببخش!
من دوپادارم ،دنیا از آن من است.
توقف کردم تا آبنبات بخرم
جوانی که آن را می فروخت،
خیلی سرش شلوغ بود،با او صحبت کردم
و هنگامی که او را ترک کردم،گفت:
"مرسی!شما خیلی مهربان هستید
از صحبت با افرادی مثل شما لذت می برم.
من نابینا هستم."
اوه،خدایا!مرابه خاطر گله هایم ببخش!
من دو چشم بینا دارم،دنیا ازآن من است.
مدتی بعد
وقتی در طول خیابان پیاده می رفتم
کودکی ،با چشمان آبی دیدم
ایستاده بود و کودکان دیگر راتماشا میکرد.
لحظه ای توقف کردم وگفتم:
"عزیزم تو چرا با آنها بازی نمی کنی...؟
بدون اینکه عکس العملی نشان بدهد
رو به رو را نگاه می کرد.
فهمیدم که او نمی شنود.
اوه،خدایا!مرا به خاطر گله هایم ببخش!
من دو گوش شنوا دارم،دنیا از آن من است.
با پاهایی که مرا به هرکجا می برد،
با چشمانی که می تواند طلوع خورشید رانظاره گرباشد،
با گوش هایی که چیزهایی را که باید بدانم،می شنوم
اوه،خدایا!مرا به خاطر گله هایم ببخش!
من " سلامت" هستم،دنیا از آن من است.